تبلیغات
سیاسی - نظر هاشمی رفسنجانی درباره فرزندانش!!!

نظر هاشمی رفسنجانی درباره فرزندانش!!!

جمعه 6 شهریور 1388 02:38 ب.ظ

نویسنده : سید حسن عابدینی

پس بچه‌های ما در كار سیاست نیامدند. اما حُسن یا اشكالی وجود دارد كه خیلی بی‌رودربایستی برخورد می‌كنند. مخفی‌كاری و ریاكاری نمی‌كنند و هر چه هستند، نشان می‌دهند. در كارهایی كه به آنها مربوط نیست دخالت می‌كنند. این روش در جامعه ما باب نیست. به معنای مصطلح وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان شدند.

سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی، مطلبی را با عنوان "خانواده هاشمی رفسنجانی از زبان خودش " منتشر كرده است.

بر اساس این گزارش در این مطلب آمده است:

* ازدواج

در سال 1337 در رفسنجان برایم خواستگاری كردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسید محمد صادق مرعشی كه اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهره‌مند بودند. همسرم از خانواده‌ای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید كاظم طباطبائی یزدی صاحب كتاب عروة الوثقی كه جایگاه معتبری در همه حوزه‌ها دارد. ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند. دخترانم با پسران آقای لاهوتی كه یكی پزشك و دیگری دندانپزشك است، ازدواج كردند كه قرار این ازدواج در آخرین زندان - زندان اوین كه در آنجا هم زندان بودیم - گذاشته شد.

* همه بچه‌های من

خانواده من وارد سیاست نشدند. دخترانم یكی وارد كار ورزش و دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند.

-محسن

پسرانم، محسن كه در اروپا جزو انجمن اسلامی بود كه زمینه سیاسی داشت. به ایران آمد، مشغول كار در موشك‌سازی شد. رشته‌اش مربوط به بدنه موشك‌سازی بود و به همین خاطر تحصیلش را نیمه‌كاره رها كرد و آمد. چون به او نیاز داشتیم. كارش مخفی بود و بعد به بازرسی رئیس جمهوری آمد كه آنهم كاری مخفی بود. كسی را می‌خواستیم كه از اطلاعات سوء استفاده نكند. بعد به مترو رفت كه الان هم هست.

-مهدی

مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید كه وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او دنبال سكوسازی و لوله‌های كف آب و حفاری در دریا رفت كه وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الان به CNG رفت كه برای صرفه‌جویی و محیط‌زیست خوب است.

-یاسر

یاسر هم با آقای فروزش وزیر سابق جهاد سازندگی درباره خود كفایی پنیر كار می‌كرد. آن موقع مشكل ما در كشور این بود كه كسی دنبال صنایع تبدیلی نمی‌رفت. دامداران مشكل داشتند و پنیر هم وارداتی بود. مشاور وزیر بود، ولی این سمت برای راه‌اندازی كارش بود. الان هم در دفتر من در مركز تحقیقات است.

* در كارهایی كه به آنها مربوط نیست دخالت می‌كنند

پس بچه‌های ما در كار سیاست نیامدند. اما حُسن یا اشكالی وجود دارد كه خیلی بی‌رودربایستی برخورد می‌كنند. مخفی‌كاری و ریاكاری نمی‌كنند و هر چه هستند، نشان می‌دهند. در كارهایی كه به آنها مربوط نیست دخالت می‌كنند. این روش در جامعه ما باب نیست. به معنای مصطلح وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان شدند. البته یك بحث اساسی دارم كه می‌توانستم جلویشان را بگیرم كه معلم شوید و یا درس بخوانید و اینكه پسر رئیس‌جمهور هستید، برایتان بس است. اگر این تفكر عام شود، بچه‌های شخصیت‌ها نمی‌توانند كار كنند كه نوعاً دلسوز هستند. فرهنگ درستی نیست. البته شاید بعضی‌ها سوء استفاده كنند. شاید بعضی‌ها راضی باشند كه بچه‌هایشان هیچ كاری نكنند و نانی بخورند و بگردند. چرا باید این گونه باشند؟ حداقل باید مثل مردم عادی كار كنند. جرمشان این است كه پدرشان مسئولیت بالایی دارد.

* خودم مواظبت می‌كردم كه آلوده نشوند

هر مدیری در سطح خود می‌تواند این مشكل را داشته باشد. آن طرفش هم سخت است. دستشان به خاطر قدرت باز باشد و سوء استفاده كنند، كه نقطه فسادانگیزی است. خودم مواظبت می‌كردم كه آلوده نشوند. ضمن اینكه نمی‌خواستم جلویشان را بگیرم كه برای مملكت كار نكنند. دلم برای مملكت می‌سوزد و هر كسی كه كار می‌كند، خوشم می‌آید. مثلاً در ورزش بانوان شاید كسی جز فائزه من نمی‌توانست این طلسم را بشكند. همین بنیاد بیماری‌های خاص ده پانزده سال است دارد كار می‌كند، ولی هنوز در كشور فاجعه است. بیماری‌های بد هموفیلی، تالاسمی، سرطان و كلیوی متولی مشخص نداشتند.

*دلم می‌خواست یكی از بچه‌هایم طلبه شود

در خانواده ما هیچ چیز تحمیلی نیست. در مورد خود من هم نبود. همیشه با انتخاب و آزادی كار كردیم. گاهی پدرم سخت‌گیری‌هایی می‌كرد. ما سخت‌گیری نمی‌كنیم كه بچه‌ها چه شغلی انتخاب می‌كنند. البته تا حدی كه كار بدی نكنند و مباح و عادی باشد. از دور مواظبم كه مسایل دینی و عقاید و اعمال عبادی را رها نكنند. مثلاً به گونه‌ای ترتیب می‌دهم كه صبح‌ها برای نماز بیدار شوند. اما سعی می‌كنم خودشان انتخاب كنند. احتیاجی به اوقات‌تلخی نداریم كه فضای عاطفی خانواده را بهم بزنیم. می‌دانند كه اگر خلافی از آنها ببینم، نمی‌گذرم. اینكه چگونه جبران كنند، بستگی به شرایط من دارد. لذا مجموعه‌ای داریم كه هم مواظبت مرئی و غیرمرئی در آن هست و هم آزاد می‌شوند و هر كاری كه می‌خواهند - ولو با سلیقه من نسازد - دنبال می‌كنند. مثلاً دلم می‌خواست یكی از بچه‌هایم طلبه شود. اما آنها انتخاب نكردند و من هم نگفتم حتماً بروید طلبه شوید‌. معمولاً روحانیون معروف یكی از بچه‌هایشان را طلبه می‌كنند تا وارث آنها در آن بخش باشند. من به خودشان واگذار كردم.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 30 شهریور 1388 11:20 ب.ظ